تبليغاتX
بوی خوش مشک

چرا اسلام موسيقي را حرام كرده و فلسفه حرمت آن چيست؟

چرا اسلام موسيقي را حرام كرده و فلسفه حرمت آن چيست؟

گرچه رواج فوق العاده انواع موسيقى مانع از آن است كه بسيارى از افراد در اين باره درست فكر كنند و منطقى بينديشند و مطابق طرز تفكر نادرستى كه عده اى به آن سخت پايبندند (متداول شدن هر چيز را دليل بر بى عيب بودن آن مى گيرند) حاضر به مطالعه در اطراف اثرات شوم و زيانبار موسيقى نيستند. ولى افراد واقع بين هيچ گاه به اين مقدار قناعت نخواهند كرد و براى پى بردن به واقعيتها، على رغم شيوع آنها همواره مى كوشند و مطالعه مى كنند.

موسيقى از چند نظر قابل مطالعه است:

1- از نظر زيانهاى جسمى و اثرات شومى كه روى دستگاه اعصاب انسان مى گذارد آقاى دكتر «ولف ادلر» پروفسور دانشگاه كلمبيا مى گويد: بهترين و دلنوازترين نواهاى موسيقى، شوم ترين آثار را روى سلسله اعصاب انسان مى گذارد؛ مخصوصا وقتى كه هوا گرم باشد اثرات نامطلوب آن شديدتر مى گردد.

دكتر «آلكسيس كارل» فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مى نويسد: ارضاى وحشيانه شهوات ممكن است جلب نوعى اهميت كند ولى هيچ چيز غير منطقى تراز يك زندگى كه به تفريح بگذرد نيست. كاهش عمومى هوش و نيروى عقل از تاثيرالكل، و بالاخره از بى نظمى در عادت، ناشى مى گردد؛

بدون ترديد سينما و راديودر اين بحران فكرى سهيمند. بطور كلى بايد موسيقى را در رديف مواد مخدر شناخت زيرا آثار تخديرى آن به هيچ وجه قابل انكار نيست؛ و تخدير انواع و اقسامى دارد و بشر مى تواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند. گاهى تخدير به وسيله خوردن است؛ مانند نوشابه هاى الكلى كه تخدير شديدى دراعصاب به وجود مى آورد و نيروى درك و عقل انسان را از كار مى اندازد.

گاهى تخدير به وسيله استنشاق از بينى در بدن ايجاد مى شود، مانند گرد هرويين كه از طريق بينى وارد بدن شده، اعصاب را براى مدتى تخدير مى كند. و براى بسيارى از بيمارانى كه احتياج به تخدير دارند از طريق تزريق مواد مخدردر رگ انجام مى گيرد. گاهى همين تخدير از مجراى گوش صورت مى پذيرد و استماع موسيقى و كنسرت دراعصاب شنونده اثر تخديرى ايجاد كرده و زمانى آنچنان شديد مى شود كه انسان رامانند افراد بهت زده، از حالت طبيعى بيرون آورده توجه او را از همه چيز سلب مى كند.

با توجه به اين نكته، تصديق خواهيد نمود كه موسيقى مخدرى بيش نيست و تمام و يابسيارى از عيوب و مضرات تخدير را داراست. اصولا لذت فوق العاده اى كه افراد از آن مى برند به خاطر همين اثر تخديرى است. گاهى اين اثر تخديرى به قدرى قوى است كه انسان عقل و هوش خود را آنچنان از دست مى دهد كه دست به حركات غير عادى مى زند. مثلا، وقتى تخدير موسيقى قوى گرديد، قدرت قضاوت صحيح از انسان سلب مى گردد. ديگر نمى تواند خوب و بد را در حد واقعى خود درك كند. چه بسا وقتى تحت تاثيرعوامل مرموز كششهاى صوتى قرار گرفت و عقل و انديشه و نيروى تشخيص او اسير جذبه آهنگهاى تند موسيقى گرديد، بسيارى از اعمال ناشايست كه در حالت عادى آن را شايسته شان و انسانيت خود نمى داند، مرتكب مى گردد. تصور نمى كنم اين قسمت از گفتار ما احتياج به ذكر مثال و بيان نمونه داشته باشد؛ زيرا هر فرد بيدارى توجه دارد كه رقصهاى دسته جمعى و شب نشينى هايى كه مردان بيگانه با زنان بيگانه به پايكوبى و دست افشانى مشغول مى گردند، همواره توام با آهنگهاى تند موسيقى بوده و ارتعاش اصوات موسيقى آنچنان سرپوشى بر روى عقل و ادراك افراد مى گذارد كه انجام دادن هرگونه عمل دور از مقام انسانيت براى آنها سهل و آسان است.

چه تخديرى بالاتر از اين وقتى كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقى قرارگرفت، يك نوع رخوت و سستى بر اعصاب مستولى شده و از مفاهيم انسانى جز شهوترانى، عشقبازى و جمال پرستى چيزى در برابر ديدگان بى فروغ عقل وى مجسم نمى گردد و آن چنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مى شود كه مفاهيم مقدسى به نام رحم، مروت، عفت، حيا، امانت، مساوات، برادرى، مجد و عظمت، كوشش و فعاليت، مبارزه و استقامت در راه هدف، به دست فراموشى سپرده مى شود.

جاى گفتگو نيست كه از روز نخست، الكل و موسيقى از بزرگترين وسيله هوسرانى براى مردان و زنان شهوتران بود و در مواقع خاصى براى تخدير اعصاب به آن پناه مى بردند.

درست است كه اسلام هرگز انسان را از لذايذ طبيعى باز نمى دارد، ولى ازآن لذايذ زودگذر كه از طريق تخدير اعصاب و تحريك غرايز شهوانى پيدا مى شود وانسان را از حالت طبيعى بيرون مى برد، جلوگيرى مى نمايد.

مرزهاى اخلاقى موسيقى آيا جاى گفتگو است كه يكى از عوامل انحطاط اخلاقى همين صفحات و تصنيفهاست و آيا نوارهاى فريبنده و تحريك آميز موسيقى به شيوع فساد و اعمال دور از عفت دامن نمى زنند و آواز گرم زنان و دختران توأم با آهنگهاى شهوت انگيز موسيقى، روح عشقبازى را در جوانان ايجاد نمى كند؟ وانگهى، آيا قلبى كه مملو از نغمه هاى شهوت انگيز و تصنيفهاى عاشقانه گرديد، در آن جايگاهى براى ياد خدا باقى مى ماند؟ آيا دلى كه در گرداب آوازهاى عاشقانه و ارتعاش امواج موسيقى فرو رفت مى تواند به فكر بينوايان و درماندگان باشد؟ آيا چيزى كه پديد آورنده اين عوامل سوء باشد مى تواند در يك شريعت آسمانى حلال گردد؟

نتيجه اين كه: آهنگهاى موسيقى هم آثار زيانبخش تخدير اعصاب را دارد و هم ازنظر اخلاقى يك سلسله شهوات را در انسان زنده مى كند.

از نظر بهداشتى نيز ثابت شده زياد شدن مرگ و ميرهاى ناگهانى در عصر ما عوامل وعلل مختلفى دارد كه يكى از آنها شيوع موسيقى است؛ زيرا موسيقى عامل هيجان است و هيجان يعنى به هم خوردن تعادل اعصاب مردمى كه اعصابشان شب و روز زير نغمه هاى گوناگون موسيقى بمباران مى شود، در آستانه سكته هاى قلبى و مغزى قرار مى گيرند.

پاسخ به پرسشهاى مذهبى، مكارم شيرازى- ناصر و جعفر سبحانى‏

نوشته شده در ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط moshk | لینک ثابت |
CopyRight © 2009-2010 by goldskin.ir
منو اصلی

***آهو نماد مشک است***
***فقط پیامک (sms) بزنید***
1587 748 0912
3006 260 0936

moshk_ir@yahoo.com



آرشیو موضوعات


آرشیو مطالب


لینک های اصلی


لینک های روزانه


نویسندگان


امکانات و توضیحات

طراح قالب: goldskin.ir

برای عضویت کلیک کنید


ارتباط آنلاین با نویسندگان
« معرفی این وب به دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools





Powered by WebGozar

dahio! - Searching the web




.:: تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب برای http://moshk-ir.blogfa.com محفوظ است و هر گونه کپی برداری بدون اجازه مدیر غیر قانونی می باشد ::.
گلد اسکین
 

سايت لينك باكس - بالا بردن بازديد قالب و بالا بردن امكانات وبلاگ طراحي سايت و تبليغات